تبلیغات
Love2SS501 - قسمت چهارم:smilas & crys
Love2SS501
we always support ss501
چهارشنبه 14 تیر 1391 :: نویسنده : Kim Nana

سلام بچه ها من ممکنه یه مدت نیام ولی اگه داستانم بده...مودبانه لطفا بگین کجاش بده میدونم یذره که نه متوسط بد آموزی داره ولی اون ماله اولاشه دوستان گلم(البته حرفاش خیلی هم بد نیستا)

خب برین ادامه ...

راستی اونایی که جواب ندادن بگن که جاندی به کی؟جولی به کی؟میرسه؟

خب حالا باید بگم که اگر داستانمو میخونین یه نظر کوتاه حداقل بذارین تا بفهمم که میخونین مثلا یه شکلک

قسمت چهارم:

 

جاندی به جولی نگاه میکنه و می پرسد:چیه؟نکنه پشتمه؟

و سرشو بر میگردونه و نیشخندی میزنه و میگه..

جاندی:سلام

هیون جونگ:با کی بودی خر و گاو و کپک؟

جاندی:با روی ماه دوستتون

جونگمین:من؟

جاندی:نه هیون جونگ شی

هیون جونگ:من؟

جاندی:هی هی هی(خنده)با خودم بودم

جولی:آره

هیون جونگ:حالا میشه بپرسم چرا کیف پول من دست شماست؟

جاندی:اوه اینو میگی؟روی زمین افتاده بود منم برش داشتم مگه نه جولی؟

جولی:نه جاندی آخه تو که از تو جیب...

جاندی جلو دهن جولی رو میگیره و..

جاندی:ببخشین دوست من زیادی حرف میزنه

هیون جونگ:آها کیف پولمو بده

جاندی لبخندی میزنه و کیف پولو میده و ناگهان داد میزند:فراااااااااااااار

 و میخوان فرار کنن که هیون جونگ یقه ی جاندی  رو میگیره و جاندی میوفته تو بغلش

جاندی:وای مامان ولم کن مامان مامامن

جونگمین:باید زنگ بزنیم پلیس یا..یا یکار دیگه بکنین

جاندی:پلیس؟ما که کاری نکردیم

هیون جونگ:کاری نکردی؟من دوتا شاهد دارم بازم همینو میگی؟

جاندی:ببخشین اونوقت کار دومتون؟

هیون جونگ:باید بعنوان خدمتکار برای ما پنج تا کار کنین بدون هیچ حقوقی

جاندی:چییییییییییییییییییییییییییییییییی؟عمرا!

جونگمین:خب بذار زنگ بزنم پلیس

جاندی:نه نه گوه خوردیم قبوله

جولی:تو گوه خوردی من غلط کردم باهم فرق میکنن

جونگمین:اگه گوه خواستی تو توالت زیاده فعلا راه بیوفت

جاندی:ماماااااااااااااان میخوان مارو بکشن نه من زن میخوام بچه میخوام

جولی:زن میخوای یا شوهر؟

جاندی:چه فرقی میکنه دوتاشون یه خر هستن

جولی:هه هه هه

جونگمین:میگم شمادوتا مخاتون تاب داره قراره خدمتکاره ما باشین اونوقت میخندین؟

جاندی:نه پس بشینیم زار زار گریه کنیم از قدیم و ندیم گفتن...یادم نمیاد چی گفتن ولش کن بمن چه از قدیم چی میگفتن جدیدو بچسب

جولی:جاندی بخونم؟

جاندی:با هم بخونیم

باهم:زنی گفتن مردی گفتن شری و حیایی گفتن چقدره تو بی حیایی

هیون جونگ:هوی با من بودی؟

جاندی:من غلط بکنم با تو باشم

جونگمین:پس با من بودی؟

جاندی:تو بیشتر به چاه توالت  نزدیکی تا بی حیا

جونگمین:یا

هیون جونگ:راست میگه هه هه

جونگمین:ایشش

و میرن پیش بچه ها و در آخر از دخترا بزور  یه قراردادنامه ی قانونی میگیرن و دخترا هم که مجبور میشن که فرار نکنن چون با فرار اگه دوباره پیداشون کنن میرن زندان با این قرارداد مخصوصا!

جاندی:خب اتاقامون کو؟

جونگمین:اتاق ندارین

جاندی:چییییییییییییی؟

جونگمین:تو تو اتاق من میخوابی جولی هم تو اتاق هیونگ

هیونگ:ماماااااااااااااااان

هیون جونگ:هیونگ حرفی نباشه

هیونگ:من قراره بایه قاتل زیر یه سقف داخل یه اتاق روی یه تخت بخوابم؟

جولی:اگه سعی کنی نزدیکم بشی چشماتو از کاسه در میارم

جاندی:ایول

جونگمین:نترسین به دردش نمیخورین دخترای خوش هیکل زیادن

جاندی:زیباهاشون و جذاباشون مادوتاییم که من جذابترم

هیون جونگ:وای اعتماد به نفسو برم من

جاندی:اعتماد به دنفس مال دوستته و قیافته..ها ها..این واقعیت محضه منگول

هیون جونگ:با من بودی؟

جاندی:نه پس..هان؟نههههه با ..با کیوجونگ شی بودم

کیوجونگ:با من؟

جاندی:نه با جولی بودم

جولی:جاندی با من؟

جاندی:آره متاسفانه

جولی:خدایا

چون غیبت دارم(ولی غیبتم خیلی کمه)براتون زیاد گذاشتم

آنچه خواهید خواند:

و زیر پایی میگیره و هیون جونگ میوفته روشو بهم زل میزنن..

جونگمین:میزنم شتکت میکنما ساکت بینیم آناناس بده اون تختو

 

پایین میرنو میشینن سر میزو باهم دستشونو جلو میبرن و جاندی و هیون باهم یه قاشقو میگیرن

جونگمین:وای خیلی گرون بود  اینقدر توش فین کرده بودم هه هه

یا کیم جاندی بیا اینجا(این طرز حرف زدن ضایعست مال کیه)

میخواد عقب بره که  بوسش میکنه و جاندی با چشمای از حدقه درومده نگاش میکنه..





نوع مطلب : smiles & crysداستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 7 بهمن 1396 05:01 ق.ظ
Nice blog here! Also your site loads up very fast!
What host are you using? Can I get your affiliate
link to your host? I wish my website loaded up as fast as yours lol
دوشنبه 6 آذر 1396 08:07 ب.ظ
سلام شما با توجه به اینکه پلت فرم وبلاگ شما با شما کار می کند فکر می کنید؟

من قصد دارم وبلاگ خودم را در آینده نزدیک بسازم اما سختی دارم
زمان انتخاب بین BlogEngine / Wordpress / B2evolution و دروپال.
من دلیلش این هست که طراحی و سبک شما به نظر می رسد متفاوت است و اکثر وبلاگ ها و
من به دنبال چیزی منحصر به فرد هستم
پ.ن: با عرض پوزش برای بودن در مورد موضوع، اما من مجبور بودم بپرسم!
سه شنبه 30 آبان 1396 09:38 ب.ظ
سلام! آیا از توییتر استفاده می کنید؟ من می خواهم پیروی کنم
شما اگر این کار درست باشد بدون شک من از وبلاگ شما لذت می برم و منتظر به روز رسانی های جدید هستم.
یکشنبه 14 آبان 1396 03:37 ق.ظ
چیزی که من متوجه نمیشم این است که در حقیقت چطور شما دیگر واقعا باهوش تر از شما نیستید
ممکن است اکنون باشد شما بسیار هوشمند هستید بنابراین شما از لحاظ موضوع به طور قابل توجهی از این موضوع مطلع می شوید، به نظر من من از بسیاری از زوایای مختلف آن را تولید می کنم.
زنان و مردان شبیه به آن نیستند
این چیزی است که با زن گاگا انجام می شود!
مواد غذایی شما عالی است. همیشه مراقب آن باشید!
جمعه 12 آبان 1396 09:40 ب.ظ
سلام! اگر وبلاگ من را به اشتراک بگذارید، فکر میکنید؟
با گروه myspace من؟ بسیاری از مردمی که فکر می کنم واقعا وجود دارد
از محتوای شما قدردانی میکنیم لطفا اجازه دهید من را بشناسم با تشکر
جمعه 12 آبان 1396 08:32 ب.ظ
من در اینجا چند چیز عمده یاد گرفتم. قطعا قیمت گذاری نشانه برای
بازبینی من تعجب می کنم که چقدر تلاش می کنید
برای ایجاد چنین وب سایت بسیار آموزنده ای.
پنجشنبه 11 آبان 1396 02:28 ق.ظ
برنامه نویس من در تلاش است تا من را متقاعد کند که از PHP پیاده سازی کند.net
من همیشه این ایده را به خاطر هزینه هایش دوست داشتم.
اما او هرگز تلاش نمیکند. من در حدود یک سال با استفاده از Movable-type در وب سایت های مختلفی مشغول به کار بوده ام و مایل به تغییر در آن هستم
یک پلت فرم دیگر. من چیزهای عالی در مورد blogengine.net شنیده ام.
آیا راهی وجود دارد که بتوانم تمامی محتوای وردپرس خود را در آن وارد کنم؟
هر گونه کمک بسیار قدردانی خواهد شد!
چهارشنبه 10 آبان 1396 09:23 ب.ظ
وقتی که من در ابتدا اظهار نظر کردم با کلیک بر روی "اطلاع من وقتی نظر جدید اضافه شده است" جعبه و در حال حاضر هر بار که یک نظر اضافه شده من سه ایمیل با همان نظر دریافت کنید.
آیا راهی وجود دارد که بتوانید مرا از این سرویس حذف کنید؟

با تشکر!
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:09 ق.ظ
Stunning story there. What occurred after?

Good luck!
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:45 ق.ظ
Hey there! I've been reading your site for a long time now and finally got the bravery to
go ahead and give you a shout out from Dallas
Tx! Just wanted to mention keep up the fantastic work!
سه شنبه 17 مرداد 1396 06:21 ق.ظ
I was wondering if you ever thought of changing the page layout
of your site? Its very well written; I love what youve got to say.

But maybe you could a little more in the way of content
so people could connect with it better. Youve got an awful lot of text for
only having one or 2 pictures. Maybe you could space
it out better?
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:34 ق.ظ
Hello there! I know this is kinda off topic but I was wondering if you knew where I could get a captcha
plugin for my comment form? I'm using the same blog platform as yours and I'm having problems finding one?

Thanks a lot!
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:05 ق.ظ
Thanks for finally talking about >Love2SS501 -
قسمت چهارم:smilas & crys <Liked it!
سه شنبه 10 مرداد 1396 09:17 ق.ظ
Woah! I'm really loving the template/theme of this blog. It's
simple, yet effective. A lot of times it's hard to get
that "perfect balance" between usability and visual
appearance. I must say you've done a amazing job with this.
In addition, the blog loads very quick for me on Internet explorer.
Outstanding Blog!
پنجشنبه 22 تیر 1396 07:11 ب.ظ
I must thank you for the efforts you've put in writing this website.
I really hope to view the same high-grade blog posts from
you later on as well. In truth, your creative writing abilities has motivated me to get my own site now ;)
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 04:50 ق.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی
که صدایی دلنشین در آیا واقعا کار
بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما در واقع موفق به من مؤمن اما فقط برای کوتاه
در حالی که. من این کردم مشکل خود را با فراز در منطق
و شما ممکن است را سادگی به پر کسانی که شکاف.

که شما که می توانید انجام من را قطعا بود مجذوب.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:36 ب.ظ
Howdy! This post couldn't be written any better! Looking at this
post reminds me of my previous roommate!

He continually kept talking about this. I will forward this information to him.
Pretty sure he's going to have a great read. Thanks
for sharing!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:52 ق.ظ
Right here is the perfect website for everyone who hopes to understand this topic.

You know a whole lot its almost hard to argue with you (not that
I personally would want to…HaHa). You certainly put a brand new spin on a topic which has been discussed for years.

Wonderful stuff, just excellent!
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 03:01 ق.ظ
fantastic points altogether, you simply gained a emblem
new reader. What might you recommend in regards to your put up that you simply made some days
ago? Any positive?
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 04:40 ق.ظ
Hi, its pleasant piece of writing regarding media print,
we all know media is a great source of data.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 05:47 ب.ظ
Very good information. Lucky me I recently found your site by accident (stumbleupon).
I've book marked it for later!
سه شنبه 29 فروردین 1396 07:27 ب.ظ
Right away I am going away to do my breakfast, later than having my breakfast coming again to read further news.
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:06 ب.ظ
I like the valuable info you supply in your articles. I will bookmark your
blog and check again here frequently. I'm fairly sure I will learn plenty
of new stuff proper right here! Good luck for the following!
دوشنبه 7 فروردین 1396 11:06 ب.ظ
Yes! Finally something about manicure.
شنبه 17 تیر 1391 05:54 ب.ظ
وووووووووووووووووووووواااااااااای
Kim Nana وای سلام نیکی منم کیم نانا ها
چهارشنبه 14 تیر 1391 09:38 ب.ظ
خب من دیه برم بای تا های
Kim Nana بای
چهارشنبه 14 تیر 1391 09:37 ب.ظ
خوب بود دوست داشتم این قسمتو خصوصا اون تیکه که جاندی میگه گوه خوردیمو جولی میگه تو گوه خوردی من غلط کردم
Kim Nana هه هه خب جاندی هول شد جولی بد جنس زد زیرش
چهارشنبه 14 تیر 1391 09:36 ب.ظ
اووووم بنظرم جاندی با جونگی جولی با هیونگ دیه نمیدونم اخه تازه اوله داستانه
Kim Nana باشه وسطای داستان بگو آبجی جونم هه هه
چهارشنبه 14 تیر 1391 09:08 ب.ظ
سلام خوبی کیمیا جووون؟

بابا اعتماد به سقفه این جاندی خفمون کرد
Kim Nana من که عالی ام
خب حقیقت محضه اعتماد به نفس نیست که من به این جذابی تازه از جاندی ام ناز ترم(وای خودم موندم هه هه)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام ودرود به همه ی دوستان دابل اسی خودمون

به یکی دیگه از وبهای داستانی دابل اس خوش اومدین امیدوارم لحظات خوبیو تو این وب بگزرونید

دوستانی که میخوان نویسنده بشن میتونن از طریق میل زیر بهمون اطلاع بدن

love2ss501@yahoo.com

مدیر وبلاگ : Sahar sahar
نظرسنجی
چه سبکی از داستان ها را ترجیح می دهید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


کدهای جاوا اسکریپت

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

Up Page