تبلیغات
Love2SS501 - Smilea & crysقسمت هفتمممممممم
Love2SS501
we always support ss501
چهارشنبه 4 مرداد 1391 :: نویسنده : Kim Nana

برین ادامههههههههههههههههههههههه

قسمت هفتم:

 

 و میدوه که یدفه  لیز میخوره و داره میوفته و هیون جونگ بهش میرسه و از پشت میگیردش

هیون جونگ:احمق کله پوک همش داره میوفته میخوره به یجا دست و پا چلفتی حالا خودت بدرک اگه دستام درد میکرد یا گلدونی میشکست چی؟ دختره ی خررر!!!!!!!

جاندی:وای چه مهربونی تو!بیشعور

هیون جونگ:یا یا

 و بعد با انگشت میزنه روی پیشونی جاندی

جاندی:آخ سرم بسه دیگه اخ قرمز شد

هیون جونگ:باشه چون گناه داری

جاندی:باشه چون گناه داری(مسخره میکنی؟) عوضی(آفرین)

هیون جونگ:دوباره کتک میخوای؟

جاندی:نه نه غلط کردم من ..من میرم طی بکشم

هیون جونگ:امیدوارم

جاندی با حرص طی میکشه..

به طرف حیاط میره که کیوجونگو میبینه

جاندی برگارو برمیداره و داره با جارو دستی جمع میکنه

کیوجونگم که مهربووووووووووووون! دلش میسوزه و میره طرفش

کیوجونگ:بذار کمکت کنم

جاندی:هان؟ممنونم کیوشی

کیوجونگ:هه هه قیافشو چرا اینجوری بهم زل زدی؟

جاندی:ها؟هان؟چی؟

کیوجونگ:حالت خوبه؟

جاندی:ها؟هان ؟چی؟

کیوجونگ:قرص ها هان چی ؟خوردی؟

جاندی:نمیدونم یادم نمیاد هنوز نخوردم باید امشب بخورم

کیوجونگ:نچ نچ تب داریا

جاندی با خنده:شدیییییییییید

 و بعد خم میشه و برگارو جمع میکنه و کیوجونگم کمکش میکنه کارشون تموم میشه

جاندی:از کار کردن با شما لذت بردم ممکنه یه روز استخدامت کنم

کیوجونگ:دیوونه!!!!!!!!!

جاندی:تازه فهمیدی؟

کیوجونگ:فقط از خدا میخوام که دعامو مستجاب کنه و تورو شفا بده

جاندی:هه هه ممنونم کیو شی

کیوجونگ:خب بهم بگو سونبه

جاندی:وای الگوی خودمی سونبه جون کوماوو

کیوجونگ:حالا دخترخاله نشو

جاندی:بودم دخترخاله ی گمشدتون

 و دوتاشون میخندن

هیون جونگ از داخل:کیم جاندی بیا تو کارت دارم

جاندی:بر خرمگس معرکه لعنت

کیوجونگ با خنده:برو کارت داره

جاندی:کوماوو سونبه باشه رفتم فایتینگ

کیوجونگ:دختره ی دیوونه فایتینگ

جاندی:هان چیه؟

هیون جونگ:هیچی بیا اتاقمو جمع کن

جاندی:اه باشه باشه نوکر گیر اوردن

 داخل اتاق میشه

جاندی:اینجا که مرتبه

هیون جونگ چند تا لباسو از کمد پرت میکنه بیرونو تختشو نا مرتب میکنه و..

هیون جونگ:حالا نا مرتبه!

جاندی با دهن باز نگاش میکنه و میگه..

جاندی:ببینم تو احیانا کرم نداری؟ مثلا توی تو لولو کنه؟

هیون جونگ:شاید نمیدونم

جاندی:خیلی خیلی هم داری به اندازه ی گاووووو

هیون جونگ:هان؟

جاندی:کرم کدوی گاووو

هیون جونگ:هاها دیدی اشتب کردی؟؟ کرم کدوی سگ خطرناک ترین کرم انگلی پهن تویی بدن منه

جاندی:اوه اوه به من نزدیک نشو مامان مامان کمک اینوقرنتینه کنین

هیون جونگ:مرض ببند اون فکتو

جاندی:نوچ نوچ بی ادب

هیون جونگ:بتو رفتم

جاندی:اوه ممنونم واقعا

 و مشغول جمع کردن اونا میشه که هیون جونگ:نه این جاش اونطرفه..این اینجاست...وای مگه کوری جاش اونجاست...

جاندی با حرص:اه اه لوس ننر میمیری خودت جمع کنی؟

هیون جونگ:نه حال میکنم

جاندی:آها...پس برو بمیر بی مصرف

هیون جونگ:چیزی گفتی؟

جاندی:آره بی مصرف..اییییش

هیون جونگ:خفه شو

 و از روی تخت بلند میشه و به سمت جاندی میره که یدفه جاندی همونطور که عقب میره لیز میخوره و روی زمین میوفته.

هیون جونگ:ترسو هاهاهاهاهاها

جاندی:اوه اینطوره؟پس بگیر که اومد

 و زیر پایی میگیره و هیون جونگ میوفته روشو بهم زل میزنن...

جاندی هلش میده و بلند میشه و..

جاندی:هوییی میمردی اون بدن چهار تنی رو تکون بدی؟

هیون جونگ:ببندش

و خواست بره بیرون که جاندی یاد فیلم مورد علاقش میوفته و میگه..

جاندی:هندونه

هیون جونگ:چیزی گفتی؟

جاندی:هان؟نه گفتم بریم یه هندونه ای بزنیم به رگ

هیون جونگ:فقط از خدا میخوام شفات بده

...................

جولی:وای من دارم میرم بخوابم

هیونگ:ها؟باشه برو برای خودت زیر تخت جا بنداز بکپ

جولی:هوییی ببندشش بیشعور

هیونگ:هه هه هه باشه رو تخت بخواب ولی نترس من باهات کاری ندارم

جولی:نه پس میخوای بیا منو بخور لولو

هیونگ:اییییییییش

جولی:هاهاهاهاهاهاهاها

............................

جاندی:سلام جونگمین شی من رو تخت بخوابم تو رو زمین برای پسرا سختی خوبه ها

جونگمین:میزنم شتکت میکنما ساکت بینیم آناناس بده اون تختو

آنچه خواهید خواند:

 

جاندی:بی ادب نچ نچ نچ هیونگ جووونم پسر خوبم گریه نکن دیگه

هیون جونگویونگوجونگوکیو:هااااااااااا؟

 

هیون جونگ:یا کیم جاندی بیا اینجا

 وجاندی :وای گاوم زایید

 و میره پایین

 

هیون جونگ:آها پس من خیالاتی ام؟

و سرشو جلو میبره و یه دست به فرمون و دست دیگشو روی صندلی جاندی میذاره و

جاندی:هوی داری چه غلطی میکنی؟برو اونور!





نوع مطلب : smiles & crysداستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 16 مرداد 1396 05:36 ب.ظ
Hi there, all is going sound here and ofcourse every one is sharing information, that's truly good, keep up writing.
جمعه 13 مرداد 1396 03:59 ب.ظ
Hello there! I know this is somewhat off topic but I was wondering which blog platform are you using for this site?
I'm getting sick and tired of Wordpress because I've
had issues with hackers and I'm looking at alternatives for another platform.
I would be great if you could point me in the direction of
a good platform.
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:30 ق.ظ
Quality articles is the crucial to invite the viewers to go to see the web site,
that's what this site is providing.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 05:22 ب.ظ
I got this website from my friend who told me on the
topic of this website and now this time I am visiting this site and reading very informative articles or reviews here.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 10:01 ب.ظ
This blog was... how do you say it? Relevant!!

Finally I have found something that helped me.
Many thanks!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 06:10 ق.ظ
Article writing is also a excitement, if you know afterward you can write otherwise it is complicated to write.
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:21 ب.ظ
Thank you, I've recently been searching for info approximately this topic for
ages and yours is the greatest I've came upon so far.
But, what concerning the conclusion? Are you positive in regards to the source?
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:47 ب.ظ
What's up to all, how is everything, I think every one is getting more from this website, and your views are nice for new people.
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:10 ب.ظ
I like the helpful information you provide in your articles.

I'll bookmark your blog and check again here frequently.
I'm quite sure I will learn a lot of new stuff right here!
Good luck for the next!
پنجشنبه 5 مرداد 1391 11:51 ق.ظ
سلااام پس بلاخره وبتون اپ کردید

چرا چند وقتی خالی بود؟

راستی من تازه دارم داستانتو میخونم خیلی باحالیییی داستانتم باحاله

از این به بعد بیشتر نظر میزارم الان برم داستانه المیرارو بخونم
Kim Nana سلام بلههههههههه
هان؟خودمم نمیدونم
ممنونم سحر جااااااااااااان هه هه
باشه ابجیییییی کوماوو
پنجشنبه 5 مرداد 1391 11:42 ق.ظ
اون پایینیه خودم بودم باحال بود اجی جووونم قسمته بعدیو زودی بزار فااایتینگ
Kim Nana فایتینگ آراسو
پنجشنبه 5 مرداد 1391 11:41 ق.ظ
هیون جونگ:هاها دیدی اشتب کردی؟؟ کرم کدوی سگ خطرناک ترین کرم انگلی پهن تویی بدن منه

!!!!!!! نه بخاطر اینکه هیون کرمه سگ داره ها بخاطر اینکه جاندی متوجه نشده هیون کرم داره اونم از نوعه سگش
Kim Nana هههههههههه هههههههههه آره خب هه هه از بس که به سگ علاه داشته اینطور شدههههههه
پنجشنبه 5 مرداد 1391 11:39 ق.ظ
و خواست بره بیرون که جاندی یاد فیلم مورد علاقش میوفته و میگه..

جاندی:هندونه


ایشالله دعایه کیو با زبونه روزه زودتر مستجاب بشه واین جاندی شفا پیدا کنه
Kim Nana واقعااااااااااااااااااااااااااا
پنجشنبه 5 مرداد 1391 11:38 ق.ظ
جونگمین:میزنم شتکت میکنما ساکت بینیم آناناس بده اون تختو

هاهاها جونگیمینه دیگه
Kim Nana ههههههههه هههههه آره بابا پسر خودمونه
پنجشنبه 5 مرداد 1391 11:37 ق.ظ
من دوباره اومدم یهنی چی شوهر مهربونمو گیر اوردین ازش کار میکشین خجالت نمیکشین؟؟؟؟هاننننننننن..........این هیونم دیه تهشه هااا چییییش بچه پررو لباساشارو ریخته رو تخت میگه نامرتبه بزنم دکورشو بیارم پایین
Kim Nana هان؟هه هه هه ما اینبم دیههههههههههه راستی نه خجالت نمیکشم.واقعا بزنی ممنون میشم
پنجشنبه 5 مرداد 1391 11:31 ق.ظ
اوووووووووووووووول....هه هه سلام خوبی؟

من میرم میخونم میام
Kim Nana سلام خوبممممممم
باشه بروووووووو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام ودرود به همه ی دوستان دابل اسی خودمون

به یکی دیگه از وبهای داستانی دابل اس خوش اومدین امیدوارم لحظات خوبیو تو این وب بگزرونید

دوستانی که میخوان نویسنده بشن میتونن از طریق میل زیر بهمون اطلاع بدن

love2ss501@yahoo.com

مدیر وبلاگ : Sahar sahar
نظرسنجی
چه سبکی از داستان ها را ترجیح می دهید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


کدهای جاوا اسکریپت

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

Up Page