تبلیغات
Love2SS501 - Smiles & Crysقسمت هشتم
Love2SS501
we always support ss501
پنجشنبه 5 مرداد 1391 :: نویسنده : Kim Nana

خب ببینین من چه خوبمممممممم برین ادامه دیههههه

.........

با اینکه زندگی

باهام خوب تا نکرد


 

نبودنت تورو


 

از من جدا نکرد


 

این بد بیاریا


 

تقصیر من نبود


 

این که تو هم بری


 

تقدیر من نبود...


 


 


 

هرچند نمی دانم


 

رویاهایت را با که شریک میشوی


 

اما هنوز..


 

شریک تمام بی خوابی های من تویی..


 



 


 

شعر مال من نبوده هااااااااا

منبع:http://saheleshgh17.parsiblog.com/Archive/%d9%85%d9%87%d8%b1+90/


قسمت هشتم:

 

جونگمین:میزنم شتکت میکنما ساکت بینیم آناناس بده اون تختو

جاندی:گل یاس عمرا

جونگمین:باشه باهم روش میخوابیم نترس کاریت ندارم

جاندی:تو نترسی بهتره وایییی قربون خودم بشم

جونگمین:جونگمین جان مواظب پوستت باش خوشگلم جذابم همه فدام شن آخ که برم بخوابم

جاندی:جذابیتتو برم جاندی مراقب باشا گلم فعلا

 و روی تخت میرن و بهم نگاه میکنن...جاندی میخواد بخوابه که جونگمین پاشو ر.وی شکم جاندی میزنه!جاندی با کلافگی پاشو هل میده و بعدم دوباره میخواد بخوابه که جونگمین دستشو روی سینش میذاره و جاندی با حرص به سینش که خیلی روش حساسه نگاه میکنه و دست جونگمینو پرت میکنه و دوباره میخواد بخوابه که جونگمین از روی تخت میوفته و جاندی با حرص بلند میشه و اونو روی تخت میذاره...میخواد بخوابه که جونگمین بغلش میکنه و جاندی با حرص بهش مشت میزنه و بعدش خوابش میگیره و میخوابد.

جاندی بیدار میشه و به جونگمین نگاه میکنه..سرش روی سینه ی جونگمینه

جاندی:اه ه ه ه ه

 و بلند میشه و میگه..

جاندی:بلندشوووووووو

جونگمین:خرررررررررررخررررررر(خرناس دیگه)

جاندی:ایییییییییش

 و بعد با جارو میزنه تو کمر جونگمین و با پر دماغشو قلقلک میده و جونگمین از خواب میپره

........................

هیون جونگ با خواب آلودگی میاد پایین و میبینه جولی داره میزو آماده میکنه و لبخندی میزنه

جولی:آی چقدر بد بودا

هیون جونگ:آفرین این کیو منو کشت تا بیدار شدم

جولی صد متر میپره هوا و..

جولی:خواهش میکنم بیا غذاتو بخور

هیون جونگ:اوکی..

یونگ سنگ:هیون جونگ امروز باید بریم ویلا؟

هیون جونگ:آره امشبه البته!

یونگ سنگ:آخ جوووووووووووون

جولی:کیه داره آهنگه پلنگ صورتی رو گوش میده

هیونگ:آم ببخشید من بودم جاندی و جونگمین کجان؟

جولی:هیییییی نکنه...

 

کیوجونگ:من اومدم بیایین صبحونه بخوریم

........................

جاندی:هوییی کره بز بلند شو

جونگمین:باشه باشه بریم

پایین میرنو میشینن سر میزو باهم دستشونو جلو میبرن و جاندی و هیون باهم یه قاشقو میگیرن

جاندی:قاشق منه

هیون:مال منه

جاندی:میگم مال منه

هیون جونگ:نمیخوام بدمش

جاندی:یا

هیون جونگ:هه هه

 و قاشقو میکشه و سوپشو میخوره

جونگمین:امروز قراره بریم ویلا شمادوتاهم میایین

جاندی:نه مامااااااااااااااان بگی منو

جولی:باز انفکتوس کرد

جاندی:هااااااا؟

جولی:هیچی هیچی شما به مردنت ادامه بده

جاندی:یا..

هیون جونگ:هاهاهاهاهاهااها چه خنده دار بود هه هه

جاندی:رو آب..

هیون جونگ:بله؟

جاندی:لالالالالالالالا هیچی..با دیوار بودم

جولی:البته برای اینکه در بشنوه

جاندی:جولییییییییییییی

جولی:بله؟

جاندی:درررررررررررررردبیدرمون...

جونگمین:هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها

یونگ سنگ:کوفت

جونگمین:بیشعور

هیونگ:هه هه هه حقته

جونگمین:خفه نینی کوچولو

هیونگ:اهه اهه ماماااااااااان

جولی:وایی دلم خنک شد چه دلنشین گریه میکنه

جاندی:بی ادب نچ نچ نچ هیونگ جووونم پسر خوبم گریه نکن دیگه

هیون جونگویونگوجونگوکیو:هااااااااااا؟

جاندی:اه اه تمام حلقتون تا نای و مریتون معلوم شد ببندین اونارو

جولی:توت فرنگی(کلمه رمزیه هه هه)

جاندی:ها؟آناناس

جولی:جاندییییییی

جاندی:جووووووونممم؟

جولی:فقط از خدا میخوام شفات بده

جاندی:منم

هیون جونگ:اه بسه شما دوتاهم دیگه

جاندی:ببندش پررو

هیون جونگ:بله؟

جاندی:اه هی میگه بله...ها؟ هیچی با..با یونگ سنگ بودم..

یونگ سنگ:یا..

جاندی:ایشش به همشونم بر میخوره بی جنبه ها

جونگمین:واقعا اینو راست میگیاااا

جاندی:مخلصن

جونگمین:چاکرن

جاندی:کی ها؟

جونگمین:قضنفرا

 و دوتاشون میخندن

هیون جونگ:کوفت برین آماده بشین

 و همه آماده میشن جاندی وسایلاشو که دیروز تو اتاق گذاشته بودو میذاره توی کوله پشتیش

جونگمین:اه یونگ سنگ لباسمو ندیدی؟

یونگ سنگ:کدوم؟

جاندی:راه راهرو میگی؟

جونگمین:آها

جاندی:هه هه خب باهاش کف دستشویی رو تمیز کردم

جونگمین:هان؟چییییییییییی؟آآآآآآآآ..لباسم!

جاندی:نترس دیگه کهنه شده بود

جونگمین:وای خیلی گرون بود  اینقدر توش فین کرده بودم

جاندی:اه ه ه ه ه..حال بهم زن بخدا خواننده هم خواننده های قدیم

جونگمین:والا..خواننده هم خواننده های جذابی مثل من

جاندی:هه هه چه جوک خنده داری

جونگمین:هییی

جاندی:ببخشید هه هه

هیون جونگ:یا کیم جاندی بیا اینجا

آنچه خواهید خواند:

همه داشتن سوار ماشین میشدن و جاندی نگاهی به  ماشینا انداخت. کیوجونگ و یونگ سنگ  و جونگمین سوار یه ماشین میشن و جولی و هیونگم راه افتادند. جاندی طرف ماشین هیون جونگ میره و هیون جونگ شیشرو پایین میده و..

هیون جونگ:میترسی؟

 و سرشو جلو تر میاره و..

جاندی:جولی میگم بنظر تو کیوجونگ خوشگل نیست؟

جولی:هان؟چرا ولی هیون جونگ چی؟با اون عضله هاش و زیباییش..آه ه ه!

جاندی:جولی میشه نری تو حس؟کجای اون کج منقار خوشگله؟هان؟هان؟

هاههااهاهاها





نوع مطلب : smiles & crysداستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 04:23 ق.ظ
It's really a nice and helpful piece of info. I'm happy that you just shared
this useful information with us. Please stay us up to date
like this. Thanks for sharing.
شنبه 18 شهریور 1396 12:03 ب.ظ
Its like you read my mind! You seem to know so much about this, like you wrote the book in it or something.
I think that you could do with a few pics to drive the message home a little bit, but instead of that, this is wonderful blog.
An excellent read. I'll definitely be back.
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:58 ق.ظ
Hi, just wanted to tell you, I enjoyed this post. It was funny.
Keep on posting!
جمعه 13 مرداد 1396 06:27 ب.ظ
This excellent website certainly has all the information I needed about this subject and
didn't know who to ask.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 12:48 ب.ظ
My brother recommended I may like this web site. He was once entirely right.

This publish truly made my day. You can not consider just how
so much time I had spent for this information! Thanks!
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 11:08 ق.ظ
It's going to be end of mine day, but before finish I am reading this great post to improve my know-how.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:15 ق.ظ
Have you ever thought about publishing an e-book
or guest authoring on other sites? I have a blog based on the same ideas you discuss and would
really like to have you share some stories/information. I know
my audience would appreciate your work. If you are even remotely
interested, feel free to shoot me an email.
جمعه 25 فروردین 1396 02:59 ب.ظ
Great article! This is the kind of info that are meant
to be shared across the net. Shame on Google for not positioning
this post upper! Come on over and consult with my website .
Thanks =)
دوشنبه 21 فروردین 1396 10:57 ق.ظ
Hi there i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere, when i read this piece of writing i thought i
could also make comment due to this good post.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 05:20 ب.ظ
An impressive share! I've just forwarded this onto a friend who had been conducting a little research on this.
And he in fact bought me breakfast simply because I discovered it for him...
lol. So let me reword this.... Thank YOU for the meal!! But yeah,
thanx for spending some time to discuss this matter
here on your web page.
دوشنبه 9 مرداد 1391 11:43 ق.ظ
یونگ سنگ:کوفت

جونگمین:بیشعور

هیونگ:هه هه هه حقته

جونگمین:خفه نینی کوچولو

هیونگ:اهه اهه ماماااااااااان

جولی:وایی دلم خنک شد چه دلنشین گریه میکنه


در کل بخوام جمله منتخب بزارم باید کله داستانتو بزارم همینقد بگم خیلی باحالی دخمل

راستی اون پایینیه بازم من بودم اسمم فراموشم شد
Kim Nana مرسیییییییییییی واقعا؟چه خوبببببببببب
هه هه میدونم ولی نمیگم یه فحشی تو مایه های انگشت شصت و بدتره (هه هه چه رک گفتم بکسی نگیااا)
دوشنبه 9 مرداد 1391 11:42 ق.ظ
توت فرنگی(کلمه رمزیه هه هه)

میشه مهنیه رمزشو به ماهم بگیییییییییییی؟
Kim Nana هان؟هه هه هه نمیشه خیلی رمزیه هاها
دوشنبه 9 مرداد 1391 11:40 ق.ظ
جاندی:مخلصن

جونگمین:چاکرن

جاندی:کی ها؟

جونگمین:قضنفرا


یهنی قشنگ اونجایه که میگه موش وگربه باهم ساختند
Kim Nana ههههههههه هههههه آره دیگههه کلی حال کردیااااا
دوشنبه 9 مرداد 1391 11:40 ق.ظ
جونگمین:والا..خواننده هم خواننده های جذابی مثل من

الهی اجی فداششششششش ارزو بر جوانان عیب نیست
Kim Nana ههههههههه ههههه ای خدااااااااااا
دوشنبه 9 مرداد 1391 11:39 ق.ظ
جونگمین:وای خیلی گرون بود اینقدر توش فین کرده بودم

جاندی:اه ه ه ه ه..حال بهم زن بخدا خواننده هم خواننده های قدیم

خدااای جاندی خوب جوابشو داد
Kim Nana هههههه هههههههه واقعا هم حقش بود
دوشنبه 9 مرداد 1391 11:38 ق.ظ
بسی باحال بوووووووود
Kim Nana میدانم هاهاها
دوشنبه 9 مرداد 1391 10:45 ق.ظ
شلااااااااااااااااام خب من میرم دوباره میام(الان فقط خواستم اعلامه وجود کنم)
Kim Nana شلامممممممممم...آها گرفتم(بعله بلی بلی)
یکشنبه 8 مرداد 1391 02:28 ب.ظ
واییییییی اونی خیلی داستانت قشنگه دلم نیومد نظر ندم مرررررررسی اونی!!!
Kim Nana از دست این میهن
یکشنبه 8 مرداد 1391 02:28 ب.ظ
واییییییی اونی خیلی داستانت قشنگه دلم نیومد نظر ندم مرررررررسی اونی!!!
Kim Nana وای سلامممممممم....وای ممنونم که اینو گفتی خواهش میکنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام ودرود به همه ی دوستان دابل اسی خودمون

به یکی دیگه از وبهای داستانی دابل اس خوش اومدین امیدوارم لحظات خوبیو تو این وب بگزرونید

دوستانی که میخوان نویسنده بشن میتونن از طریق میل زیر بهمون اطلاع بدن

love2ss501@yahoo.com

مدیر وبلاگ : Sahar sahar
نظرسنجی
چه سبکی از داستان ها را ترجیح می دهید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


کدهای جاوا اسکریپت

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

Up Page