تبلیغات
Love2SS501 - Smilea & Crysقسمت نهم
Love2SS501
we always support ss501
سه شنبه 10 مرداد 1391 :: نویسنده : Kim Nana

سلام اینم از قسمت نهم نویسندگان فعالیت کردن کار خوبیه هااااااا نویسنده های وبای دیگه با حوصلله ترن دوستای گلم بیایین ماهم مثل اونا باشیم من که خیلی حال دارم هه هه

قسمت نهم:

جاندی:ببخشید هه هه

هیون جونگ:یا کیم جاندی بیا اینجا

وجاندی :وای گاوم زایید

و میره پایین

جاندی:ب..ب..بله؟

هیون جونگ:هه ههه ترسویی چقدر تو

جاندی:خفه شو اه

هیون جونگ:بله؟

جاندی:ببخشید چیکار کنم؟

هیون جونگ:لباسای منو تا کن

جاندی:بخدا رو که نیست سنگ پای سئونگنامه

هیون جونگ:یا..

جاندی:والا بخدا الان جمع میکنم

و میخواد لباسارو جمع کنه که میبینه اصلا بلد نیست تا کنه

کیوجونگ:بذار بهت یاد بدم

و بعد یکی از لباسارو تا میکنه

جاندی:وای تو جادوگری؟خیلی سخت بود

کیوجونگ:راحته تو میتونی

جاندی:باشه سونبه

و لباسارو بزوری که تونست تا کرد.

هیون جونگ:یا مچالشون کردی که

جاندی:خب بلد نیستم هه هه

کیوجونگ:الان میزنه لهت میکنه ها تبدیل به گوجه شده..

هیونگ در حالی که میاد پایین:کیوجونگ منظورت لبو بود دیگه؟

کیوجونگ:حالا

هیون جونگ:خفههههههههههههههههههههه

جاندی:وای ترسیدم باشه

همه داشتن سوار ماشین میشدن و جاندی نگاهی به ماشینا انداخت. کیوجونگ و یونگ سنگ و جونگمین سوار یه ماشین میشن و جولی و هیونگم راه افتادند. جاندی طرف ماشین هیون جونگ میره و هیون جونگ شیشرو پایین میده و..

هیون جونگ:بپر بالا

جاندی پرید بالا

هیون جونگ:نه احمق جون منظورم اینه که بتمرگ

جاندی:آها آبادا(یه نوع تیکه کلام)الان میشینم.

هیون جونگ:فقط از خدا میخوام شفات بده

جاندی:همچنین

هیون جونگ:چیزی گفتی؟

جاندی:لالالالالالا من؟من چی بگم؟بابا خیالاتی شدی

هیون جونگ:آها پس من خیالاتی ام؟

و سرشو جلو میبره و یه دست به فرمون و دست دیگشو روی صندلی جاندی میذاره و

جاندی:هوی داری چه غلطی میکنی؟برو اونور!

هیون جونگ:میترسی؟

و سرشو جلو تر میاره و..

جاندی:گمشو اونور

هیون جونگ ناگهان..............

دلم نیومد خماری بذارم براتون

دستشو جلو میاره و کمربند جاندی رو براش میبنده و..

جاندی:منو ترسوندی

هیون جونگ:از قیافت معلوم بود وزق پیر

جاندی:تو هم ریش سفید پیری!

هیون جونگ:جانم؟

جاندی:خیلی بیشعوری

هیون جونگ:ببندش فکو

جاندی:باشه..واه واه

هیون جونگ صدای ضبطو زیاد میکنه..

جاندی:پسره ی مسخره(زیر لب)

هیون جونگ زیر چشمی نگاش میکنه و..

هیون جونگ:میدونستی که..پخخخ(خنده)..که موهات چقدر ژولیده پولیده است؟

جاندی:آره..خب..نه!اصلا بتوچه!

هیون جونگ:از توی داشتبورد یه برس بردار موهاتو شونه کن مثل کزت(شخصیت کارتونی)شدی

جاندی:کزتم مثل من خدمتکار بود برا همینه

هیون جونگ با پوزخند:ولی اون یه دزد فاسد نبود

جاندی:منظورت از فاسد که من نیستم؟

هیون جونگ:شاید باشی

جاندی:حرف دهنتو بفهم فاسد حرف خیلی..خیلی کریهیه

هیون جونگ:اووو جدا؟ پس چرا رفتی طرف دزدی؟ که بهت فاسدم بگم؟

جاندی:بس کن خب؟ دیگه داری میری رو اعصابم میزنم شتکت میکنما آناناس برو اونور بینیم

و خواست بره بیرون که هیون جونگ پاشو روی پدال گاز گذاشتو لایی داد و از بین ماشینا رد شد..

جاندی:یواشتر برون الان میکشی دختر شیرین زبون مردمو

هیون جونگ:ترسیدی؟

جاندی:من عاشق سرعتم چرا بترسم؟(با نیشخند)هان آقای نسبتافرسوده

هیون جونگ:من فرسوده نیستم

جاندی:اگه من فاسدم تو فرسوده ای من آدم بدی نیستم فقط یه کسی ام که مجبور شده دزد بشه همین و الانم از دزدی لذت میبرم

هیون جونگ:از خوردن مال حروم؟

جاندی:آره..اصلا بتوچه

هیون جونگ:پس ساکت شو

و همونطور میرن...میرسن و جاندی تند از ماشین میخواد پیاده شه که...

آنچه خواهید خواند:

جاندی یه نگاه سطحی به بنز هیون جونگ کردو:نه اصن من عاشق بوگاتی ام وای قربونش برم!

و بر میگرده که یدفه جاندی باهاش چشم تو چشم میشه و صورتشون سه سانت فاصله داره!باهم داد میزنن

همونطور داره طی میکشه که یدفه از عقب میوته تو بغل یکی..

جاندی:خیلی مشتاقم ولی فکر کنم تو الان دستت دور کمرمه

هیون جونگ دستشو زود عقب میکشه و جاندی بلند میشه و نیشخندی میزنه و در گوش هیون جونگ میگه..





نوع مطلب : smiles & crysداستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 17 مرداد 1396 09:25 ق.ظ
I like it when folks get together and share opinions.

Great blog, continue the good work!
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:53 ق.ظ
Hello, Neat post. There's an issue together with your
web site in internet explorer, may check this?
IE still is the marketplace chief and a huge component to other
folks will leave out your magnificent writing due to this problem.
شنبه 17 تیر 1396 04:35 ق.ظ
Hi there i am kavin, its my first time to commenting anywhere, when i read this post i thought i could also create comment due to this sensible
post.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:48 ب.ظ
I’m not that much of a online reader to be honest but your
sites really nice, keep it up! I'll go ahead and bookmark your site to come back in the future.
All the best
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:21 ق.ظ
It is not my first time to pay a quick visit this website,
i am visiting this website dailly and take nice facts from here all the
time.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 01:04 ب.ظ
Normally I do not learn post on blogs, however I would like to say that this write-up very pressured me to try and do so!
Your writing style has been amazed me. Thanks, very
nice post.
دوشنبه 28 فروردین 1396 03:51 ق.ظ
These are actually impressive ideas in about blogging. You have touched some
fastidious factors here. Any way keep up wrinting.
جمعه 25 فروردین 1396 05:53 ق.ظ
These are genuinely fantastic ideas in on the topic of blogging.
You have touched some fastidious points here.
Any way keep up wrinting.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:32 ق.ظ
Informative article, just what I wanted to find.
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:43 ب.ظ
Hey there just wanted to give you a quick heads up. The words
in your article seem to be running off the screen in Safari.

I'm not sure if this is a format issue or something to do with internet browser
compatibility but I thought I'd post to let you know.

The design and style look great though! Hope you get the problem
resolved soon. Kudos
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:29 ب.ظ
Hi there, just wanted to mention, I loved this post. It was funny.

Keep on posting!
دوشنبه 14 فروردین 1396 05:50 ب.ظ
I enjoy what you guys are usually up too. Such clever work and coverage!
Keep up the fantastic works guys I've added you guys to
our blogroll.
شنبه 14 مرداد 1391 05:44 ب.ظ
yak dene kare vajeb pish amade bayad rafe zahmat befarmayam beravam be karam beresam pas feilan bye!
Kim Nana بایییییییییییییییییییییییی
شنبه 14 مرداد 1391 05:42 ب.ظ
rasti nagofti chetori ba ss ashna shodi!?!?! ye tozihe mokhtasar mofid bede!
Kim Nana من؟؟؟خب بوسه ی شیطنت آمیزو دیدم و اولش از هیون جونگ متنفر بودم ولی بعدش رفتم تو نخ گروهش و اینکار محدثه ی دیوونه بود..
شنبه 14 مرداد 1391 05:39 ب.ظ
salaaaaaaaaaaaaam golam delam tangulide bud. mazerat! nazar nazashtam! netam ghat bud! natunestam! valiiiiiiiiiiiiiiiiiiii az in be bad nazar barunet mikonam! boooooooooooooooos!
Kim Nana سلام دل ماهم برای شما تنگیده بود...هه هه باشه
بابا من از بوس بدم میاد بغل بهتره
پنجشنبه 12 مرداد 1391 12:20 ب.ظ
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود
Kim Nana ممنونم
چهارشنبه 11 مرداد 1391 06:58 ب.ظ
سلام کیم نانا جوووووووووووووووون وب خیلی باحالی داشتی اکه ناراحت نشده باشی لینکت کردم امیدوارم تو هم لینکم کنی
Kim Nana سلام مهسا شیطون جانم...مهسا جان این وب برای بنده نیست برو به پست ثابت اونجا درست تر میشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام ودرود به همه ی دوستان دابل اسی خودمون

به یکی دیگه از وبهای داستانی دابل اس خوش اومدین امیدوارم لحظات خوبیو تو این وب بگزرونید

دوستانی که میخوان نویسنده بشن میتونن از طریق میل زیر بهمون اطلاع بدن

love2ss501@yahoo.com

مدیر وبلاگ : Sahar sahar
نظرسنجی
چه سبکی از داستان ها را ترجیح می دهید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


کدهای جاوا اسکریپت

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

Up Page