تبلیغات
Love2SS501 - I Belive You-38
Love2SS501
we always support ss501
یکشنبه 28 اسفند 1390 :: نویسنده : Elmira
سلااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستان

بلی بلی این مدیر وب هست که بی نظمی میکند ودرروزیکه نوبتش نیست پست میگزارد ولی باور کنید مجبور شدم



خف خف خوفید؟


من که دارم میمیرم از خارش وسوزش ابله گرفتم بدجور تمومه صورتم پر جوش شده خداروشکر تو ایام تعطیل اینجوری شده



خببببببب زیاد وقتتان را نمیگیریم بروید ادامه
اویسا-ببین انیتا منو اوردی جایی که اونا هستن طوری مسائلو برنامه ریزی کردی که ببینمشون حالاهم این اخرین کارت.... چرا داری باهام اینطوری میکنی

انیتا- اویسا مشکله تو این نیست ...یخورده خودت باش این اویسای شکست خورده اویسای ما نیست

اویسا-....


انیتاا-لب ساحل منتظرتم

-----------------------------------------

طناز-خب حالا یونگسنگ چه اهنگی میخوای بخونی


یونگ-نمیدونم هرچی بچه ها گفتن


هیون-مثه اون دفعه که با دخترا رفته بودیم جیجو rainy heartبخونه


لینا-اوندفعه مگه شماها با دخترا رفتید مسافرت


طناز-اره مگه کیوجونگ اوپا جونتون بهتون نگفته


شیدسا-طنااااااااز


لینا-نه کیو چیزی نگفته بود کیوجونگ تو...

با دیدنه اویسا که از دور داشت میومد ادامه حرفشو خورد


اویسا-سلااااااام به همگی میبینم که نشستین دور اتیش دوباره


هیون-اوهم


اویسا-خب خب من کجا بشینم الان


هیون-همه همونجایی نشستن که دفعه قبل نشسته بودن...


اویسا لبخندی زدوکنار هیون نشست-خب پس منم قاعدتا باید اینجا بشینم.....

اویسا-هااااااااااااان چیه؟بردارید اون نگاهاتونو شکستم زیر بارش

هیونگ-راست میگه مامی خب حالا کجا بودیم

طناز-اهنگ

هیون-همونیکه گفتم


اویسا-با اجازه میشه مثه اوندفعه من انتخاب کنم


طناز-عزیزم یوقت سر گلوت گیر نکنه


اویسا-طناززز اونی جونم داشتیم؟


طناز-خیلی خب حالا اونطوری عینه گربه شرک نگام نکن ...هرچی اونی اویسا بگه

اویسا-میسیییییییییییی من میگم اهنگه...


کیو-یه اهنگی انتخاب کن که خودت بخونیش

اویسا به چشمای کیو نگاه کردوگفت


اویسا-باشه میخوام یه اهنگی بخونم که به حالو روز الانم بخوره و هیونم باید باهام بخونه اخه بازم نیاز به پارتنر دارم


جونگ-چرا همیشه هیون خب من میخونم باهات

اویسا-اخه اون تیکه ای که باید بخونه رپه

هیونگ-خب من میخونم


اویسا-تو هیچ شناختی از امینم وریهانا داری؟


هیونگ-نه

اویسا-خب دیگه این اهنگو اون دوتا میخونن هیون Ilove The Way You Lie بزن

(بچه ها اهنگشون میدونم با پیانوهه حالا شما تصور کنید با گیتاره)

اویسا:

On the first page of our story

توی اولین صفحه ی داستان زندگیمون

The future seemed so bright

اینده ما خیلی خوب به نظر میرسه

Then this thing turned out so evil

و اونوقت این فکر ها تبدیل به چیز شیطانی میشه

I don’t know why I’m still surprised

من نمیدونم چرا هنوز توی شک هستم

Even angels have their wicked schemes

حتی فرشته ها هم اینجا نقشه توطئه دارند

And you take that to new extremes

و تو این توطئه رو به بالاترین حد رسوندی

But you’ll always be my hero

اما تو همیشه قهرمان من بودی

Even though you’ve lost your mind

حتی وقتی که عقلتو از دست دادی

[Chorus]

Just gonna stand there and watch me burn

فقط برو اونجا واستا و اتیش گرفتنمو ببین

But that’s all right because I like the way it hurts

اما اشکالی نداره چون من اینشکلی دردکشیدن رو دوست دارم

Just gonna stand there and hear me cry

فقط اونجا واسا و صدای گریه هامو بشنو

But that’s all right because I love the way you lie

اشکالی نداره چونکه من عاشق طرز دروغ گفتنتم

I love the way you lie

من اون شکلی که دروغ میگی رو حتی دوست دارم

Ohhh, I love the way you lie

اوووه من دروغ گفتنتو دوست دارم

Now there’s gravel in our voices

حالا انگار به سنگ توی صدامونه

Glass is shattered from the fight

 شیشه ها توی دعوامون شکست

In this tug of war, you’ll always win

توی این درگیری ها ، تو همیشه میبردی

Even when I’m right

حتی وقتی حق با من بود

‘cause you feed me fables from your hand

چون با دستات خرافات زیادی رو تحویلم دادی

With violent words and empty threats

با واژه های سخت و تحدید های الکی

And it’s sick that all these battles

و این یه مریضیه که همیشه تو دعوا هامون ….

Are what keeps me satisfied

چیزی هست که منو راضی نگه داشته



Just gonna stand there and watch me burn

فقط برو اونجا واستا و اتیش گرفتنمو ببین

But that’s all right because I like the way it hurts

اما اشکالی نداره چون من اینشکلی دردکشیدن رو دوست دارم

Just gonna stand there and hear me cry

فقط اونجا واسا و صدای گریه هامو بشنو

But that’s all right because I love the way you lie

اشکالی نداره چونکه من عاشق طرز دروغ گفتنتم

I love the way you lie

من اون شکلی که دروغ میگی رو حتی دوست دارم

Ohhh, I love the way you lie

اووو من عاشق دروغ گفتنتم



So maybe I’m a masochist

پس شاید یچی باشه که منو راضی نگه میداره

I try to run but I don’t wanna ever leave

من دارم سعی میکنم فرار کنم اما حتی نمیخوام اینجارو ترک کنم

Til the walls are goin’ up

تا زمانی که دیوار ها دارن کنار میرن…

In smoke with all our memories

توی دود یا همه ی خاطره هامون


قرار بود هیون این تیکرو بخونه اما کیوجونگ شروع کرد به خوندن تیکه ی رپ امینم وانقدر سریع ورون خوند که دهن همشون از تعجب وا مونده بود



This morning, you wake, a sunray hits your face

این صیح ، تو بیدار میشی  و نور خورشید به صورت میخوره

Smeared makeup as we lay in the wake of destruction

این ظاهر سازی ها داره مارو تخریب میکنه

Hush baby, speak softly, tell me I’ll be sorry

ارو باش عزیزم ، اروم بهم بگو که متاسفی

That you pushed me into the coffee table last night

که تو کافیشاپ دیشب منو هول دادی

So I can push you off me

پس منم میتونم تورو هول بدم

Try and touch me so I can scream at you not to touch me

سعی کن منو لمس کنی اونوقت من میتونم سرت داد بکشم و بگم بهم دست نزن

Run out the room and I’ll follow you like a lost puppy

از اتاق فرار کن و من تو رو مث یه سگ گم شده دنبال میکنم

Baby, without you, I’m nothing, I’m so lost, hug me

عزیزم ، بدون تو ، هیچی نیستم ، من سردرگمم ، منو تو اغوشت بگیر

Then tell me how ugly I am, but that you’ll always love me

و بعدش بهم بگو چقدر من چندش اورم ، اما تو همیشه عاشقم بودی

Then after that, shove me, in the aftermath of the

و بعد اون ، هلم بده تو  حوادثِ …

Destructive path that we’re on, two psychopaths but we

راه خطرناکی که در پیش داریم ، اخرش هم هردومون روانی مشیم

Know that no matter how many knives we put in each other’s backs

میدونیم که اصلا اهمیتی نداره چقدر با چاقو تو پشت هم زدیم

That we’ll have each other’s backs, ’cause we’re that lucky

این خوبه ما پشتمون به همه و به هم تکیه میکنیم ، چون خیلی خوش شانسیم

Together, we move mountains, let’s not make mountains out of molehills,

باهمدیگه ، ما این کوه هارو جابه جا میکنیم ،اجازه نده که تپه ها سختی کوه رو برات داشته باشند

You hit me twice, yeah, but who’s countin’?

تو دو بار بهم ضربه زدی ، اره  اما کی دیده ؟ (شتر دیدی ندیدی )

I may have hit you three times, I’m startin’ to lose count

من شاید سه باز بهت ضربه زدم ، حسابش از دستم در رفته

But together, we’ll live forever, we found the youth fountain

اما با هم ، تا اخر عمر زندگی خواهیم کرد ، تا منبع جوانی رو پیدا کنیم

Our love is crazy, we’re nuts, but I refused counsellin’

عشق ما دیوونگی هست ، ما هم دیوونه ایم ، اما من از دکتر رفتن خودداری میکنم

This house is too huge, if you move out I’ll burn all two thousand

این خونه خیلی بزرگه ، اگه تو از اینجا بری من این دوهزار …

Square feet of it to the ground, ain’t shit you can do about it

فوت مربع رو اتیش میکشم ، تو اینکار احمقانه رو هیچوقت انجام نمیدی

With you I’m in my f-ckin’ mind, without you, I’m out it

با تو عقل مذخرفم کار میکنه  ، اما بدون تو دیوونه میشم
Just gonna stand there and watch me burn

فقط برو اونجا واستا و اتیش گرفتنمو ببین

But that’s all right because I like the way it hurts

اما اشکالی نداره چون من اینشکلی دردکشیدن رو دوست دارم

Just gonna stand there and hear me cry

فقط اونجا واسا و صدای گریه هامو بشنو

But that’s all right because I love the way you lie

اشکالی نداره چونکه من عاشق طرز دروغ گفتنتم

I love the way you lie

من اون شکلی که دروغ میگی رو حتی دوست دارم


همه شروع کردن به دست زدن

یونگ-واو عالی بود انگار از قبل باهم تمرین داشتین


طناز-باحال بودش بعدشم از قبل؟یونی توام یه چیزیت میشه هااا این دوتا که الان چند ماهه اصلا همو نمیبینن

شیدسا-بیخیال حالا یه چی گفت ولی کیو خیلی باحال خوندی

جونگمین-اره منم با نظره خانمم موافقم(هوووووووووق)

هیونگ-هاااااااااا؟چییییییییی؟خانمم... چی شد؟


هیون-نه جدا چی شده شما دوتا انقد باهم خوب شدید توجهم کردم از ظهر تابحال که باهمیم اصلا بهم نپریدین


جونگمین-خب دیگه شیدسا عزیزم تو بگو براشون...

یونگ-چیییییییی؟عزیزم ..ج..جونگمین الان چی گفتی؟نه اصلا به کی گفتی؟

جونگمین-به شیدسا

خلاصه همه براشون دست زدن وتبریک گفتن

اویسا-وااااااای چه باد باحالی میاد.... اینجا خیلی باحاله

هیونگ-اوهم خیلی... منم اینجارو خیلی دوست دارم

اویسا-راستی هیونگ بعد از ظهری رفتم برات یه چی گرفتم بیا ببین خوشت میاد

هیونگ-کووووش ببینم

اویسا-اینجا نه بیا لب اب بهت نشونش بدم

دسته هیونگو گرفت وبا هم رفتن لب دریا بقیه هم با رفتنش شروع کردن به صحبت درمورد مسائل مختلف که یهو داد هیونگ رفت هوا

همه دوییدن سمتشو تا ببینن چی شده

جونگمین-پوهاها  عجب تلافی ای بود این

هیون-هیونگ واقعا خاک تو سرت با این هیکلت به یه دختر اجازه دادی پرتت کنه تو اب

اویسا گلوشو صاف کردوهیون اینطور ادامه داد

البته چون اون دختر اویسا بود عیبی نداره

اویسا-ولی هیووونگ خیلی باحال شده بود


هیونگ -من باحال شده بودم

اویسا-اوهم

هیونگ-بت میگم الان

خواست اب بپاشه رو اویسا که اونم پشته هیون قایم شدواب تماما ریخت رو هیون اونم با استینش صورتشو خشک کردوگفت

کیم هیونگ جوووونن حکمه مرگت صادر شد

رفت تو اب اب پاشید به هیون یه مقدارش خورد به جونگمین اونم رفت تو ابو اب ریخت به شیدسا شیدسا هم دبه طناز به همین ترتیب همه رفتن تو اب

رو شنهای سرد کنار ساحل دراز کشید

اویسا-واااااای خیلی باحال بود...ولی.. بازم خیس شدم بچه ها چیکا کنیم دارم از سرما میمیرم

کیو-صبر کن من...

اما هیون زودتر از اون ژاکتشو از توماشین برای اویسا اورد

انیتا-اویسا بهتره قبلش اون تیشرت خیستو دربیاری

اویسا-اخه...

شیدسا-خب برو تو ماشین در بیار

هیون از جاش بلند شدوگفت من میرم برای لونا ژاکتشو از تو ماشین کیو بیارم میتونی تو ماشینش عوض کنی...

اویسا-نه من خودم بعدا...

انیتا حرفشو قطع کردوگفت نه با هیون جونگ برو بهتره مراقبت باشه

اویسا-واااا مگه من بچم

انیتا-نه بچه نیستی محظ احتیاط دارم میگم

اویسا-خیلی خب من الان میام

همون لحظه عطسه کرد

انیتا-وااااااای تروخدا اینجوریکه تا المان برسیم منم مریض میکنی

جونگ-چییییییییی؟


هیونگ-المان...هه هه هه حتما داره شوخی میکنه نه انیتا خانم؟

انیتا-نه اتفاقا کاملا هم جدی هستم...اویسا تو مگه نگفتی....البته تو که خیلی چیزارو نگفتی


یونگ-خب حالا میشه شما بگید

انیتا-اویسا داره برا همیشه باهام میاد المان اخه دارم یه بیمارستان تاسیس میکنم وقراره اونجا مشغول بشه






نوع مطلب : I Belive You، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 2 تیر 1396 04:33 ق.ظ
Thanks for finally writing about >Love2SS501 - I Belive You-38 <Liked it!
شنبه 30 اردیبهشت 1396 08:40 ب.ظ
Hi, I check your new stuff like every week. Your writing style is witty,
keep it up!
شنبه 9 اردیبهشت 1396 02:37 ب.ظ
Loving the info on this web site, you have done great job on the
blog posts.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 09:05 ق.ظ
Do you have any video of that? I'd like to find out some additional information.
جمعه 25 فروردین 1396 05:07 ق.ظ
Hi there! Do you know if they make any plugins to assist with SEO?
I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I'm not
seeing very good success. If you know of any please share.
Appreciate it!
دوشنبه 29 اسفند 1390 06:51 ق.ظ
المیرا جون خدا بد نده الان آبله گرفتی چه موقعی واقعا ایشالا که زودتر خوب شیبرای اینکه سرگرم شی بدو بیا آپم
Elmira اتفاقا بهتر شد فک کن با این قیافه میرفتم مد

هه هه هه باشه
دوشنبه 29 اسفند 1390 12:07 ق.ظ
yani vase shidsa o avisa che axai mituni bezari?!
Elmira واقعا که خلی میخوای عکسهایه خودمونو بزارم چطوره؟چچ در ضمن به نظر من برا لینا یه عکسه دیه انتخاب کن اخه من اصلا از چینیا خوشم نمیاد(یکی نیست بگه اخه به تو چه؟)
یکشنبه 28 اسفند 1390 11:49 ب.ظ
rasti bia vaseye dastanamun puster dorost konim! kheili kare bahalie! man 2ta axe khoshgel vaseye lina o ea cha peida kardam!
albate axe lina ye bazigare chinie vali kheili khoshgele!
Elmira سحححححححححححححححر تورو نمیدونم ولی من که

1شخصیتهای داستانم ایرانین غیر پسرا

2وقت اضافی برا اینجور کارا ندارم

3بیخی بابا
یکشنبه 28 اسفند 1390 11:47 ب.ظ
na dastano ke tebghe revale adi mizaram faghat tu nazare khosusi vasat tarif mikonam chikar kardam
Elmira ok btarif dg
یکشنبه 28 اسفند 1390 10:27 ب.ظ
rasti edameye mehmunio ham neveshtam! kheili bahal shod! faghat ehsasate Hyung jun o Hyun jung badjur tu dastan favaran karde!
Elmira pas zodtar bzaresh aslan to poste ramzdar bezar ramzesham to khososi bem bde
یکشنبه 28 اسفند 1390 08:58 ب.ظ
آپـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
Elmira اوکی
یکشنبه 28 اسفند 1390 12:00 ب.ظ
kheili ghashang bud! makhsusan un tikei ke ahango mikhunan! alan baz bishtar az ghabl az in ahange khosham umad! vaghean mesdagh dare!
Elmira واااااااااااااااااااااااای من عاشققققققققققققققق این اهنگم
یکشنبه 28 اسفند 1390 11:45 ق.ظ
in Lina dg kie?!
Elmira لینا یا لونا
یکشنبه 28 اسفند 1390 11:42 ق.ظ
Elahiiiii ey man bemiram nabinam hamchin ruzio! he he shukhi kardam! cheghad bad moghe abele gerefti! hatman az dadashet gerefti , are?! vaaaaaaaay man vaghti abele gerefte budam kheili vaziatam badjur shode bud. aslan ham nemitunestam bekharunameshun. faghat tu paziraie khunamun rah miraftam dad mizadam o zike mikardam. khodaro shokr baghie ham darkam mikardan daram dad nemizadan ke ey beband uno! hala bikhi man beram dastano bekhunam
Elmira چچ میدونستم از تو بخاری بلند نمیشه


واااای من یه حرکتی میرفتم تو این چهارروز که اگه بگم باور نمیکنی...فک کن گریه میکردم دیشب خارش تنم اود کرده بود دیگه انقد گریه کردم تمومه صورتم قرمز شده بود اره منو هم درک میکنن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام ودرود به همه ی دوستان دابل اسی خودمون

به یکی دیگه از وبهای داستانی دابل اس خوش اومدین امیدوارم لحظات خوبیو تو این وب بگزرونید

دوستانی که میخوان نویسنده بشن میتونن از طریق میل زیر بهمون اطلاع بدن

love2ss501@yahoo.com

مدیر وبلاگ : Sahar sahar
نظرسنجی
چه سبکی از داستان ها را ترجیح می دهید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


کدهای جاوا اسکریپت

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

Up Page